تبليغاتX
راز گندم
شاید خدا دوباره به گردن بگیردم

 

او قولش را فراموش میکند.

تو حرفت را فراموش میکنی.

من خودم را فراموش میکنم.

اما گنبد خضرا .....؟!؟

او که فراموش نمیکند..

میکند؟

یک روز دوباره من و تو و گنبد خضرا تنها میشویم.

أن روز من تو را کنار همان گنبد خضرا  له  میکنم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  | 

 

 

بعضی وقتا که چشمام از خستگی خمار میشه و

 

بوی عرق تنم با بوی عطرم قاطی میشه

 

خودمم عاشق خودم میشم

 

چه برسه به اون اناسه های بی همه کس...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  | 

کی گفته فقط زنایی که دست به کمرشون
 
میزنن و زرت زرت عق میزنن ویار دارن...

منم ویار دارم...

ویار گوشت لاشه

ویار استخون پوسیده

 
+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  | 

دلم عرق سگی میخواد...

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  | 

ما میخواهیم کفر بگوییم

اما از دور فایده ندارد

میترسم درست نشنوی

میخواهیم بیاییم از نزدیک کفر بگوییم

نزدیک نزدیک

دم در خانه ات

که داد بزنم و بی آبرویی کنم

هی زود باش پس چه کار میکنی

حوصله ندارم صبر کنم

کار دستت میدهم


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  | 


کلاغ دوم کلاغ اول را کشت

کلاغ سوم کلاغ دوم را کشت

 
کلاغ چهارم کلاغ سوم را کشت
 .
.
.
.

 
تمام کلاغ ها يکديگر را کشتند .

 
يا

 
کلاغ اول کلاغ دوم را کشت

کلاغ سوم کلاغ اول را کشت

 
کلاغ چهارم کلاغ سوم را کشت

 .
.
.
.
 
تمام کلاغ ها يکديگر را کشتند يا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
تمام کلاغ ها يکديگر را کشتند

يا

........

 
تمام کلاغ ها ، تمام کلاغ ها را کشتند

اولدز بيچاره ...

براي من مهم است که اولدز را کدام کلاغ ميکشد

 
براي من مهم است که کلاغ سوم کدام کلاغ را ميکشد

 
مهم تر اينست که اين فقط خون است که خون را ميشويد

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت   توسط الهه خانوم  |